تبليغاتX
من و روزهای تنهایی

من و روزهای تنهایی

با من بمان فاصله ها امانم را بريده اند

به اندك واژه هاي بي تعبير!؟

چگونه زمانه را سپري كنم؟

آرزوهام بي ترديد احساس دگرگوني را درك كرده اند

وگرنه سكوت سرد پاييزرابي فاصله هرگز نمي توان گذراند

واينك كه دلبستگي موهمي رنجمان ميدهد

غروركاذبي نگراني بي تعلق مردم را بارور ميسازد

بي زمزمه اي از عشق چگونه الهام گيرم؟

اين التهاب خسته ي بي سرانجام را!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 10:24 توسط niloofarl |


به یادت هست می گفتی

اگر ترکم کنی روزی تمام عمر خاموشم

به یادت هست می گفتی

مرو هرگز که من بی تو فراموشم

به یادت هست می گفتی

که هر لحظه صدایت هست در گوشم

کنون آن روزها رفته

تو هم رفتی و اینک من شدم تنها

اسیر دردها غم ها

تمام روزها شبها شکسته در گلوبغضم

به یادت اشک می ریزم

به یادت هست می گفتی

شقایق پیش چشمانت چه بی رنگ است

کنون آن گفته ها در گوشم و جانم سخت می پیچد

نگاه مهربانت در نگاهم سخت می خندد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 1:18 توسط niloofarl |


عمریه دارم می سوزم واسه قطره ای صداقت

عمریه سوختم و موندم توی بازی رفاقت

عاشقونه دل سپردم به نهایتت رسیدم

گم شدم توی وجودت جز بدی چیزی ندیدم

انتظارم می سوزونه ساقه و ریشه و برگم

از همه رنگها گذشتم انگاری که رنگ مرگم

توی کوره راه بودن نمی شه گلی بکاریم؟

مثل بارون محبت روی همدیگه بباریم؟

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387 1:2 توسط niloofarl |


براي عاشقي ديره

ولي باز دست تقدريه

تا دستامون نره بالا

جايي بارون نمي گيره

دلي كه دادمش دستت

ديگه از زندگي سيره

نيومد وقتي ام اومد

فقط گفت كه داره مي ره

نگفتم من خداحافظ

آخه قلبم هنوز گيره

بدون اين قلب ديوونه

ديگه محتاج زنجيره

بمون اين زخم رو بدتر كن

عجيب محتاج شمشيره

بريزم اشكام رو شايد

آخه اين آخرين تيره

نگي تو اوني كه رفته

وجودش غرق تقصيره

فداي او كه تو خوابم

من رو تحويل نمي گيره

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 1:20 توسط niloofarl |


کی میگه من تورو خیلی دوست دارم

کی می گه من به تو وابسته شدم

دیگه اصلا نمی خوام ببینمت

به خدا قسم ازت خسته شدم

کی میگه شعرهای من ماله توئه

کی میگه هلاکتم دیوونتم

هر کی گفته اشتباه کرده بگو

من یه عابر از کنار خونتم

کی میگه منظورم از زیبا تویی

کی میگه نباشی من دق می کنم

یعنی اینقدر دیوونم که می شینم

واسه همسال تو گریه می کنم!!!

کی میگه دلم می خواد پیشم باشی

کی میگه میشه منو تو ما بشیم

کی میگه هدف به هم رسیدنه

ما فقط یه راه داریم جدا بشیم

کی میگه تو التماس سرت میشه

کی میگه غم گلها رو می خوری

گل سرخ و گل یاس سرت میشه

کی میگه...کی مگه...؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 1:15 توسط niloofarl |


خسته ام از روزای ابری خیلی سنگینه نگاهت

دوست ندارم تو تابستون بشینم باز سر راهت

نمی خوام بازم خیالت قبلیه ی آرزوهام شه

تو بمون و عاشقای روی پر غرور ماهت

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم

آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم

چمدون رویاهامو دیگه برداشتمو بستم

دیگه عین اون قدیما چشماتو نمی پرستم

اینی که حالا می بینی دیگه مجنون چشات نیست

دیگه وقتی نیمه شب شد نگران لحظه هات نیست

من برام فرقی نداره که تو باشی یا نباشی

خیلی وقته دیگه نیستی تو دلم جایی برات نیست

از تو هیچ چیزی نمونده نه نگاهی و نه یادی

من سپردمت به دریا عین یه موج زیادی

تازه فهمیدم با این عشق زندگیم چقدر تلف شد

تو بجای التماسم یه دونه گلم ندادی

باورت بشه دیگه اون بی قرار ساده نیستم

دیگه اون دختر تنها با پای پیاده نیستم

می رسه به آسمونا ماجرای تلخ مرگم

همشون تقیر من بود من خودم بچگی کردم

منتظر نیستی می دونم ولی لطفا باورش کن

این دفعه یه فرقی داره من دیگه بر نمی گردم

من می رم واسه همیشه چرا باورت نمی شه؟!؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 11:34 توسط niloofarl |


من دیگه غزل نمی گم واسه تو

اشکامو هدر نمی دم واسه تو

تو دقیقه های تلخ انتظار

چی می دونی چی کشیدم واسه تو

من می خوام دیگه فراموشت کنم

تو بمون با اون غرور لعنتی

قبل رفتن ولی بزار بگم

خیلی سنگی خیلی بی محبتی

بعد از این کاری به من نداشته باش

این روزها روزهای تردید منه

نمی خوام مثل همیشه رد بشم

وقت امتحانه دل بریدنه

من می خوام تمام خاطراتمو دستهای حادثه پر پر بکنه

بزار این جدایی همیشگی

دیگه این قصه رو آخر بکنه

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 7:4 توسط niloofarl |


من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم

عاشق بازی موجا قایقم یه بستر گرم

یه عزیز دوردونه بودم پیش چشم خیس موجا

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی تو ی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه

ابرو بادو دریا گفتن حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا

منو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی

دل تنهاو غریبم داره این گوشه می میره

اما تا لحظه ی مردن باز سراغتو می گیره

می رسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم

اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم!!!

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 22:8 توسط niloofarl |


خراب راه من نشو که رفتنی ترین منم

که ماندنی ترین تویی شکستنی ترین منم

خراب راه من نشو که نقش من بر آب است

تو تا ستاره ساختی...حریم من خراب شد

خراب راه من نشو که من همیشه خسته ام

تو تا سپیده قد بکش...نبین که دل شکسته ام

خراب راه من نشو که راه من مصیبته

میان راه مانده ام شکست من حقیقته

خراب راه من نشو خراب آهنگ توام

تو ماه دلگیره منی...منم که دلتنگ توام

خراب راه من نشو...تو پر بکش از این قفس

برای من یه عادته نفس بدون همنفس

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 10:29 توسط niloofarl |


هیچکس از رفتن من غصه نخورد

هیچکی با موندن من شاد نشد

وقتی رفتم کسی قلبش نگرنت

بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی گریش نگرفت

اشکشو کسی نریخت پشت سرم

راستی که بی کسی درد بدیه

منم انگار همیشه تو سفرم

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت

وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد

دل من می خواس تلافی بکنه

پس چش هیچکسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت

هوا صاف و خیلیم آفتابی بود

اگه شب می رفتم و خورشید نبود

آسمون خوب می دونم مهتابی بود

چشمی با رفتن من خیره نموند

به درو به آسمونو پنجره

می دونم خیلیا گفتن چیزی نیس

اینکه ماتم نداره بذار بره

وقتی رفتم کسی اشکش نیومد

نیومد هیچ جا صدای گریه ای

توی این دنیای بد هیچکی نداشت

از سفر رفتن من گلایه ای

هیچکسی نگاش برام ابری نشد

زلزله هیچ دلی رو تکون نداد

راس راسی واسه کسی مهم نبود

نه که فک کنی بودو نشون نداد

دم رفتن کسی حرفی نمی زد

همه ساکت بودن و بی سرصدا

یه نگهبان که مارو نگاه می کرد

زیر لب گفت به سلامتی کجا؟

اشک و خندم دوتایی کنار هم

با یه لحن مهربون جواب دادن

انگاری یه علمه کوهای سخت

از رو شهر شونه ی من افتادن

 

این سوال مهربونو بی ریا

پرسش ساده ی یه غریبه بود

کسی که اسم منم نمی دونست

زیر چشماش غمی بود داغ و کبود

شعرمو باید یه جور عوض کنم

یا بذارم همینجور بمونه

ته قلبم می خوام این حقیقتو

هر کسی دوست داره این شعرو بخونه

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر

که واسم غریب و ناشناخته بود

اما اون وقتی رسید که قلب من

همه ی آرزوهاشو باخته بود

بهتره اهالی رویامونو

بدون توقعی جواب کنیم

نباید حتی رو بهترین کسا

توی بدترین جاها حساب کنیم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 16:34 توسط niloofarl |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به نام آنکه می نگارد در سطور اول قلبها زمزمه ی محبت را



با آنکه از جان دوستش دارم همراه خواهم شد
هرگز نمی خواهم بسنجم ارزش او را
هرگز نمی خواهم بیندیشم که دوستم می دارد یا نه
هرگز نمی خواهم بدانم خوب است یا بد
پس می روم با او
با او که از جان دوستش دارم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم دی 1387

هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387



پیوندها

کوهستان
عشق پایان ندارد
کلبه ای برای زندگی مجازی
یه شب زیر بارون در پناه دلتنگی و تنهایی
اقیانوس اشک
هفته نامه اینترنتی رایگانorange
قطره اشک تنها
روابط و ازدواج
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin



www.irLearn.com

dots[i].obj.left = dots[i].X; dots[i].obj.top = dots[i].Y; } } // end code hiding -->


Frees.Coo.Ir